X
تبلیغات
رایتل

یک پنجره برای دیدن ...

عنوان وبلاگ برگرفته از شعری است.
چهارشنبه 13 مرداد 1395

گلابی رانی

دیروز غروب رفته بودم یه مغازه آبمیوه و کیک بخرم. وارد مغازه که شدم، یه پیرمرد به همراه فروشنده، انتهای مغازه جلوی یخچال آبمیوه ها واستاده بودن. مردِ پا به سن گذاشته،  از این آدمهای روستایی بود که هنوز چهارشانه و راست قامت و بنیه دار بود و فقط سر و صورتی سفید کرده و چین و چروکی بهم زده بود. من مستقیم رفتم سمت اونا که آبمیوه بردارم، دیدم فروشنده داره به مرد ساده دل ما میگه که رانی گلابی نداریم؛ سیب موز هس، توت فرنگی، پرتقال، هلو، آناناس... داریم ولی آبمیوه گلابی اصلا نیس. چهره پیرمرد حالت خاصی  گرفت و به بهت مختصر کوتاهی ناشی از جستجو بین سایر حق انتخاب ها رفت. همونجور که داشتم آبمیوه ام رو انتخاب میکردم و چشمم هم بخش کوچکی از ذهنم رو بکار گرفته بود که آیا رانی لیمو رو انتخاب و  تجربه کنه یا نه، همزمان لبخند محوی رو تجربه میکردم که ناشی از زیبایی سادگی دل یک انسان میانسالی بود که فکر میکرد آبمیوه ی همه ی میوه ها وجود داره و دنبال طعم مطلوب و دلخواهی بود که از قضا نایاب بود. و من بعد از خروج از مغازه تا الان به این قضیه جدی فکر نکردم که چرا نباید آبمیوه گلابی - غیر از اون ساندیس های قدیمی- وجود داشته باشه. تا اینکه وقتی قصد کردم این خاطره ساده رو با شما قسمت کنم، این سوال رو بهونه کنم و جدی تر بهش نگاه کنم. که چرا آب گلابی نداریم؟

واسه همه ی اینها یه دلایلی تو ذهنم میاد و میره، ولی انتخاب گلابی توسط اون پیرمرد، واسه من شیرین بود.


راستی:   میدونستین شمالی ها به گلابی میگن میوه؟!  میدونم،  ما هم میگیم میوه،  ولی اونا فقط میگن میوه؛  ینی وقتی میگن میوه به طور پیش فرض منظورشون گلابیه! واسه همین دیگه لازم نمیدونن بهش بگن گلابی.  همین که میگن آقا یه کیلو میوه بدین طرف خودش میگیره گلابی رو!


اینو نگفتم: تازه فهمیدم گلابی یه میوه شاعرانه است. تو شعر های نو  حضورش رو دیدم. منظورم شعر سهرابه. بگو چرا من حس خوبی نسبت به گلابی داشتم، نگو شاعر بودم!



نظرات (5)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 1 مهر 1395 ساعت 22:01
+ افزایش نظرات وبلاگ
با سلام...
حتماً شما هم یکی از کسانی هستید که وبلاگ شخصی یا سایتی دارید و به نوشتن مطالب می پردازید و حتماً هم بازدید سایتتون براتون خیلی اهمیت داره...
از فواید افزایش بازدید و ترافیک سایت اگاهی دارید ؛ افزایش ترافیک که داشته باشید ، رتبه تون تو الکسا و گوگل بالا میره ، سایت ها بهتون تبلیغ میدن و ...
یه سری به ما بزنید و وبلاگ خود را به تمام دنیا معرفی کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دس شوما درد نکوند!
ما راه خودمونو میریم، سر راست و بی شیله پیله. از ما همینه.
پنج‌شنبه 1 مهر 1395 ساعت 21:58
+ رز
اخی چقدر بامزه بود مرسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینا الان واقعا میخونن؟! یا ما رو اسکول کردن؟
چهارشنبه 17 شهریور 1395 ساعت 07:10
+ چوپیا
بعنوان یک شمالی (از رشت)! تکذیب میکنم
ما برای گلابی جنگلی ای که در شمال هست اسم داریم و بهش میگیم "خوج"
گلابی معمولی رو هم میگیم همون گلابی
البته وسعت شمال از گیلان تا گلستانه. شاید در این گستره عده ای بگن ولی ابدا گیلانیها و مازندرانی ها نمیگن.

+الحق شاه میوه هاست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا منم از یکی از دوستام شنیدم که اوشون آملیه. ایتمالا فقط تو شهر اونا میگن! البته اونام به خوج میگن خوج.
چهارشنبه 3 شهریور 1395 ساعت 19:33
+ سارکبیر
عهه واقعا چرا آب گلابی نداریم؟! میوه آبداری هم هست که...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیدونم ... (لب لعلش به خونم، چرا تشنه است با این آبداری؟!)
دوشنبه 1 شهریور 1395 ساعت 17:01
+ سارا
پس من چه موجودی هستم که فقط آب میوه پرتقال بر میدارم. دیگه خیلی انعطاف پذیر بشم، مدل پرتقال توسرخ بر میدارم.

نمی دونستم شمالیها به گلابی چی میکن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اتفاقا منم هر وقت میخوام آبمیوه بردارم یه دلم پیش پرتقاله یه دلم پیش بقیه میوه ها! وقتایی که خیلی تشنه باشم فقط پرتقال، مخصوصا اگه اون رنگ زرد ماتِ پر رنگش معلوم باشه که دیگه نمیتونم مقاومت کنم.