X
تبلیغات
رایتل

یک پنجره برای دیدن ...

عنوان وبلاگ برگرفته از شعری است.
یکشنبه 28 آذر 1395

دلم گرفته...

اینروزا (بذارید منم گاهی روزنوشت بنویسم)  خیلی ذهنم درگیره.  خیلی دارم سعی میکنم به زندگی خوش بین باشم. الان هم دارم بی مقدمه مینویسم. از آدما خسته،  و از روزگار.  من فکر میکنم زندگی باید قشنگتر از اینا باشه. ولی زمان میخوام. بیشتر ازین محتویات ذهن خسته ام رو بیرون نمیریزم.  مواظب مهربونیاتون باشین. 



حال من حال به گلدون شکسته است، بی گل و آب برا موندن توی ایوون بهار،  دلم گرفته... 

نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 8 اردیبهشت 1396 ساعت 14:30
+ دختر بهار
بعضی وقت ها فکر می کنم شاید تقصیر من هست که این روزا پیش پیش تصور کردم و کلی براشون خیالپردازی....که حالا وقتی رسیدم به اون روزا و هیچ شباهتتی ندارن به تصوراتم یه خستگی وافره میشینه به جونم....
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 دی 1395 ساعت 11:57
+ سارکبیر
گریه کنین...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بعیدم نیست...
دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت 17:49
+ بهار
اره اینجوری ام میشه مخصوصا وقتی چند تا قطعه اضافه بیارید کلا روانتون شاد میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مث حامد تو دنیای شیرین دریا!
دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت 03:01
+ بهار
نمیدونم چی باید بگم...من اینجور وقتا یه عالمه ظرف میشورم که خب نمیشه به شما پیشنهادش داد...
امیدوارم خیلی زود حالتون بهتر بشه و روحیه تون مثل سابق بشه
به قول خودتون زمان حلال همه مشکلاته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا اتفاقا، الان کلی ظرف نشسته پیش رو هست. بالاخره باید یجوری حواسمون رو پرت کنیم دیگه...
ولی ترجیح میدادم یه وسیله ی خرابی واسه تعمیر داشتم. یا یه سفارش ساخت! حیفه این دستِ به آچار، بیکار باشه